هفت جا نفس خود را حقیر دیدم

نخست : هنگامیکه به پستی تن می داد تا بلندی یابد

دوم : آنگاه که در برابر از پاافتادگان ، میپرید

سوم : آنگاه که میان آسانی و دشوار مختار شد و آسان را برگزید

چهارم : آنکه گناهی مرتکب شد و با یادآوری اینکه دیگران نیز همچون او دست به گناه میزنند ، خود را دلداری داد

پنجم : آنگاه که از ناچاری ، تحمیل شده‌ای را پذیرفت و شکیبایی‌اش را ناشی از توانایی دانست

ششم : آنگاه که زشتی چهره‌ای را نکوهش کرد ، حال آن که یکی از نقاب‌های خودش بود

هفتم : آنگاه که آوای ثنا سرداد و آن را فضیلت پنداشت

جبران خلیل جبران

هفت شهر عشق عطار نیشابوری

هفت شهر عشق را عطار گشت

ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

گفت ما را هفت وادی در ره است————-چون گذشتی هفت وادی،درگه است
وا نیامد در جهان زین راه کس————-نیست از فرسنگ آن آگاه کس
چون نیامد باز کس زین راه دور————-چون دهندت آگهی ای ناصبور؟
چون شدند آن جایگه گم سر به سر————-کی خبر بازت دهد ای بی خبر؟

وادی اول:طلب

ملک اینجا بایدت انداختن————-ملک اینجا بایدت درباختن
در میان خونت باید آمدن————-وز همه بیرونت باید آمدن
چون نماند هیچ معلومت به دست————-دل بباید پاک کردن از هرچه هست
چون دل تو پاک گردد از صفات————-تافتن گیرد ز حضرت نور ذات

وادی دوم:عشق


کس درین وادی بجز آتش مباد————-وان که آتش نیست عیشش خوش مباد
عاشق آن باشد که چون آتش بود————-گرم رو و سوزنده و سرکش بود
عاقبت اندیش نبود یک زمان————-درکشد خوش خوش بر آتش صد جهان

وادی سوم:معرفت


چون بتابد آفتاب معرفت————-از سپهر این ره عالی صفت
هر یکی بینا شود بر قدر خویش————-بازیابد در حقیقت صدر خویش
سر ذراتش همه روشن شود————-گلخن دنیا بر او گلشن شود
مغز بیند از درون نه پوست او————-خود نبیند ذره ای جز دوست او

وادی چهارم:استغنا


هفت دریا یک شَمَر اینجا بود————-هفت اخگر یک شرر اینجا بود
هشت جنت نیز اینجا مرده ای است————-هفت دوزخ همچون یخ افسرده ای است

وادی پنجم:توحید


رویها چون زین بیابان درکنند————-جمله سر از یک گریبان برکنند
گر بسی بینی عدد، گر اندکی————-آن یکی باشد درین ره در یکی
چون بسی باشد یک اندر یک مدام————-آن یک اندر یک ، یکی باشد تمام

وادی ششم:حیرت


مرد حیران چون رسد این جایگاه————-در تحیر ماند و گم کرده راه
گر بدو گویند”مستی یا نه ای؟————-نیستی گویی که هستی یا نه ای؟
در میانی یا برونی از میان؟————-برکناری یا نهانی یا عیان؟
فانیی یا باقیی یا هردویی؟————-یا نه ای هردو ، تویی یا نه تویی؟”
گوید:”اصلا می ندانم چیز من————-وان “ندانم” هم ندانم نیز من
عاشقم اما ندانم بر کیم————-نه مسلمانم نه کافر پس چیم
لیکن از عشقم ندارم آگهی————-هم دلی پر عشق دارم هم تهی”

وادی هفتم:فقر و فنا


بعد از این وادی فقر است و فنا————-کی بود اینجا سخن گفتن روا
عین وادی فراموشی بود————-گنگی و کری و بیهوشی بود

گذری بر اعداد مقدس سه و هفت و نیم نگاهی به طبقه بندی خداوند در انسانها و ادیان

گذری بر اعداد مقدس هفت و سه

از هفت خوان رستم شروع می کنم.

رستم رهروی راه روحانی است و کسی است که هفت شهر عشق را در گذر است بسان هر انسان دیگر ولی بسیار مقتدر و هدفمند و هوشیار.

پهلوان است و این پهلوانی روحانی است که چه بسا دشوارتر است و موانع سهمگین در راه.

هر مرحله از این هفت خوان نماد تزکیه و پالایش روح است برای آن روحی  متعالی شدن را بر می گزیند.

نمونه های آن را در این مثال ها میتوان مشاهده نمود: پیامبر عظیم الشان اسلام و معراج ایشان با جسم (که این ماجرا نمادین است و اسرار ژرفی در آن نهفته ) – حضرت علی (ع) و ((فزت و رب الکعبه)) گفتنشان که در آن لحظه حضرت رستگار شد. منصور حلاج و “انا الحق” گفتنش – عطار نیشابوری و هفت شهر عشقش ((هفت شهر عشق را عطار گشت ———- ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم)) و …

از هفت سمبل زیاد است : هفت آسمان – هفت چاکرای اصلی روی بدن – مراسم هفتم فوت شده – هفت گناه کبیره ((1- شکم پرستی 2- آز و طمع 3- تنبلی 4- حسادت 5- خشم 6- غرور 7- شهوت)) و …

خانم آلیس بی لی (Alice Bailey) از اساتید بزرگ علوم روحی و نویسنده کتب بسیار مهم و مرجع در این زمینه، مجموعه کتبی را در رابطه با روانشناسی انسانها از دیدگاه آفریدگار به نگارش در آورده اند که بسیار زیباست و جای بسی تعمق و تفکر دارد. در این کتب انسانها و گونه های روانشناختی آنها به هفت شاخه تقسیم می شود که در خور توجه است.

تمام ترکیبات ممکن از سه صفت قدرت و عشق و هوشمندی برابر هفت است به گونه ای که:

1-     قدرت 2- عشق 3- هوشمندی 4- قدرت و عشق 5- قدرت و هوشمندی 6- عشق و هوشمندی 7 – قدرت و عشق و هوشمندی

به گفته ایشان هر انسان در یکی از این شاخه ها قرار می گیرد و دارای خصوصیات خاصی است که با دانستن آنها می تواند به رسالت روح خویش پی برده و پله های تعالی را تا رسیدن به پروردگار سریعتر و دقیقتر طی نماید.

سال ها فکر من این است و همه شب سخنم—– که چرا غافل از احوال دل خویشتنم ؟

از کجا آمده ام ؟ آمدنم بهر چه بود ؟—— به کجا می روم آخر ؟ ننمایی وطنم

مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا——-با چه بود است مراد وی از این ساختم

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک——-چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

تمام ادیان الهی و نیز ایشان برای درک و فهم عظمت پروردگار، سه درک یا صفت متفاوت و مجزا را آورده اند تا برای من و امثال من قابل فهم باشد صرفا در جهت نیل به هدف. در زیر جدولی تهیه کرده ام  که مطالعه آن مفید فایده است.

دین (آیین) قدرت الهی عشق الهی هوشمندی الهی
اسلام صفات جلالیه صفات جمالیه صفات مشترک (در هر دو بخش می گنجد)
مسیحیت پدر پسر روح القدس
هندو شیوا ویشنو براهما
تئوسوفی Divine Power Divine Love Divine Intelligence
یهودیت * شاخه سمت راست درخت شاخه سمت چپ درخت شاخه وسط درخت
زرتشت کردار نیک گفتار نیک پندار نیک

*حکمت کابالا منسوب به این دین است که بر اساس تاریخ و گفته برخی فرق، این حکمت متعلق به این دین نبوده و فقط گستراننده آن هستند. کابالا درخت زندگی است که 3 شاخه و 11 برگ دارد که شرح آن در این وادی نمی گنجد.

در اصل تمام ادیان خدای واحد را پرستش می کنند و برای راهنمایی و درک بیشتر ذات لایزال و قدرت و عشق و هوشمندی بی منتهای هستی که بود و هست و خواهد بود، شاخه هایی را به این شکل تعریف می کنند.

اسلام دین اعتدال است و برای همین کاملترین و آخرین دین محسوب می شود. یهودیت نمادی از قدرت الهی بود (حضرت موسی پس از درگیری با سرباز فرعون و پرت شدن سرباز از بلندی به صحرا رفت و در آنجا به مقام پیامبری رسید) مسیحیت نماد عشق الهی بود که حضرت عیسی به شفاگری و مهربانی به مردم می پرداخت (وقتی به گوش حضرت سیلی زدند رویشان را برگرداندند و فرمودند طرف دیگر) و اما اسلام : زیبایی و اقتدار تعادل را به ارمغان آورد. بخشش و قصاص. میتوانی قصاص کنی ولی اگر ببخشی تو را خواهند بخشید. (علی (ع): یاران مبادا ابن ملجم گرسنه یا تشنه بماند) یا (امام حسین (ع) در سن 5 سالگی برای کوفیان به درگاه خداوند دعا کردند که برایشان باران ببارد و به ایشان فرمودند هر چند که شما آب را بر ما خواهید بست ولی فردا صبح در کوفه باران می بارد.)

تمام ادیان را شامل شد و حجت را بر خلق خدا کامل کرد.

و اما دشمنان ادیان که نام دین برایشان فرقی ندارد و صرفا مخالفت و عداوت خود را در راه تخریب آن مسیر روحانی به نمایش می گذارند. کتب به ظاهر مستدل و قدیمی و مشهوری که حتی بزرگان به ظاهر مسلمان نیز آنان را تایید می کنند و اراجیفی را به خورد مردم می دهند که باعث تحقیر دین و تشدید عداوت علیه آن می گردد.

خداوندا ما را به رحمت خودت همانگونه که تا کنون بوده ببخش.

و این موارد نمونه هایی از قدرت و دلایل تقدس اعداد هفت و سه است. امید است که مقبول افتد.

شهروز فرهمند

اوایل شهریور 89