تفاوتهای بنیادین راهبر و مدیر

Manager Leader مدیر راهبر
1 Directional Inspirational وابسته به هدایت و راهنمایی الهام بخش
2 Demands Respect Commands Respect خواستار احترام احترام به دستورات
3 Presumes Explores فرض می کند و احتمال می دهد کاوش و کنکاش می کند
4 Fixes Blame Fixes Mistake مقصر را درست می کند اشتباه را درست می کند
5 Has Schemes Has Dream نقشه هایی دارد رویایی دارد
6 A Copy The Original یک کپی است اصل است
7 Drives Leads می راند هدایت می کند
8 Doing things Right Doing the Right Things کارهای را درست انجام می دهد کارهای درست را انجام می دهد
9 Standards Values استانداردها ارزشها
10 Motivates Inspires انگیزش الهامات
11 More Transactional More Transcendental بیشتر مادی و تراکنشی است بیشتر معنوی و متعالی است
12 System Centric People centric سیستم محور است مردم محور است
13 Imitates Originates تقلید می کند سرچشمه است
14 Short Term results Long term vision نتایج کوتاه مدت دیدگاههای بلند مدت
15 Creates Fear Creates Confidence ایجاد ترس می کند ایجاد اعتماد به نفس می کند
16 Maintains Develops نگهداری می کند توسعه می دهد
17 Talks a lot Listens a lot زیاد حرف می زند زیاد می شنود
18 Orders Challenges دستور می دهد به رقابت می طلبد
19 Has employees Has followers کارمندانی دارد پیروانی دارد
20 Positional power Personal power قدرت موقعیتی دارد قدرت شخصیتی دارد
21 Production oriented People oriented محصول گراست مردم گراست
22 Professional (IQ) Emotional (EQ) حرفه ای – IQ بالا حسی (نه احساساتی)- EQ بالا
23 Says what to do Shows how to do می گوید که چه کار کن نشان می دهد که چطور انجام بده
24 Tells Asks می گوید می خواهد
25 Can be appointed Should be accepted می تواند که منصوب شود باید که پذیرفته شود
26 Says “I” Says “we” می گوید “من” می گوید “ما”
27 Systematic Charismatic سیستماتیک است کاریزماتیک است
28 Works in the system Works on the system درون سیستم کار می کند روی سیستم کار می کند
29 Knows how Shows how میداند که چگونه… نشان می دهد که چگونه…
30 Says “Something must be done” Says “I must do something” می گوید که اینکار باید انجام شود می گوید من باید این کار را انجام دهم
31 Asks how and when Asks why and what می پرسد چطور و کی؟ می پرسد چرا و چه؟
32 Left brain activities Right brain activities سمت چپ مغز فعالتر است سمت راست مغز فعالتر است
33 People need managers People long for leaders معتقد است که مردم مدیر نیاز دارند معتقد است، مردم به داشتن رهبر مشتاقند
34 Administers Innovates اداره و اجرا می کند نو آوری و ابتکار می کند
35 Gets the best out of resources Organizes the best resources بهترین عملکرد را از منابع می گیرد بهترین منابع را سازماندهی می کند
36 Plans and budgets Change and risks طرح می دهد و بودجه بندی می کند تغییر می دهد و ریسک می کند
37 Drives team members Coaches team members اعضای تیم را به جلو می راند اعضای تیم را رهبری می کند
38 Accepts the current state Challenges the current state شرایط موجود را می پذیرد با شرایط موجود دست و پنجه نرم می کند
39 Delegates responsibility Delegates authority مسئولیت را محول می کند اختیار و قدرت را محول می کند
40 Creates resentment Breeds enthusiasm رنجش و خشم ایجاد می کند شور و ذوق و اشتیاق می پرواند
41 Shows who is wrong Shows what is wrong دنبال مقصر می گردد دنبال ریشه مشکل می گردد
42 Seeks control Seeks commitment بدنبال کنترل است بدنبال الزام و تعهد است
43 Works on Works with روی چیزی کار می کند (خودش را جدا می بیند) با چیزی کار می کند (خودش را با تیم می بیند)
44 Says “Go” Says “let’s Go” می گوید برو می گوید برویم
45 Keeps distant Makes contacts غیر صمیمی و سرد است ارتباطات ایجاد می کند

توضیح: ترجمه های فارسی فوق تا حد امکان با زبان و فرهنگ فارسی انجام شده ولی در برخی موارد به علت عدم وجود ساختار دستوری یا معنی معادل واژه ترجمه ها گویای کنه و عصاره جمله انگلیسی نیست و نمی تواند باشد. در صورت امکان هر دو بخش را مطالعه فرمایید. (مترجم)

دانلود فایل PDF

مطالعات دانشگاه Stanford در مورد مدیریت زمان

در این مقاله ۱۰نکته عملی و کاربردی که توسط دانشگاه Stanford در مورد یکی از مهمترین نکته های مدیریت یعنی مدیریت زمان که یکی از زیر شاخه های اصلی که خود به عنوان سیستم اصلی می تواند عمل نماید را برایتان آورده ایم تا با پیروی از اینها بتوان بهتر و کاراتر زمان را که به عنوان مهمترین سرمایه می باشد مدیریت کرد .

نتایج مطالعات دانشگاه Stanford

۱) همه چیز را بنویسید .

از یک سری ماشینهای الکترونیکی که قابلیت برنامه ریزی شدن را دارند را تهیه کنید و برنامه ها و کارهایی که باید انجام دهید را در آنجا بنویسید سعی کنید چیزی از قلم نیفتد، برای همه چیز و هر کاری که قصد دارید آن را انجام دهید برنامه ریزی کنید ، و اصلا” بدون برنامه حرکت نکنید.
شما برای این مرحله می توانید خودتان یک جدولی را نیز تهیه کنید ودر آن جدول لیست کارهایتان را بنویسید و کارهایی که که آنها راانجام داداید جلوی آن ردیف با ذکر تاریخ و زمان اتمام ، آن سطر یا ستون را تکمیل کنید .
در این مرحله ویا اصلا” در هر مرحله ای از مراحل ذیل، سعی کنید از روشها وفنون خودتان استفاده کنید
الگو برداری کنید اما تقلید کورکورانه نکنید .
چون برنامه زمانی هر کس منحصرا” برای همان شخص است و برنامه هرشخص برای خودش کارا است نه برای دیگری .
۲) لیست ها را ادغام کنید .
به جای اینکه در برنامه ریزیهای زمانی خود از ۶ صفحه کاغذ استفاده کنید بیایید این صفحات را با هم ادغام کنید و یک صفحه کنید کنترل یک صفحه همواره از کنترل ۶ صفحه راحت تر و ساده تر است .
پس هرگز با صفحات زیاد وقت خود را هدر ندهید . چون ممکن است در بین و مرور این صفحات برنامه ای از قلم بیفتد و شما نتوانید آن را انجام دهید .
۳) زمان برنامه ریزی زمانی خود را کم کنید .
برای برنامه ریزی زمان و مدیریت زمان خود وقت زیادی اختصاص ندهید . نیم ساعت برای برنامه ریزی یک روز کافی است . هرگز وقت خود را با برنامه ریزی های بی مورد هدر ندهید همان طور که در کتاب قورباغه را قورت بده در کتاب نویسنده مشهور برایان تریسی نیز آمده است، می گوید صبح وقتی که از خواب بلند می شوید زود برنامه ریزی کنید و اولویت بندی کنید و زود شروع به انجام کار کنید و وقت خود را هدر ندهید برای تمام کارهای خود برنامه روزانه تان وقت اختصاص دهید این طور نباشید که بعد از اینکه شما کار اول را انجام دادید، بعدا” دوباره برای انجام کار دوم برنامه ریزی کنید و نیم ساعت دیگر وقت بگذارید پس در همان اول ، کار را در دست انجام دهید و درست شروع کنید .
۴) برای زمانی که وقت آزاد دارید نیز حتما” برنامه ریزی کنید .
در این قسمت منظور این است که وقتی شما ازاداره ، کارهایتان تمام شده دیگر فکر نکنید که نیاز به مدیریت زمان ندارید این را به خاطر داشته باشید که مدیریت زمان، بسته به تمام لحظات شما دارد و برای تمام اوقات خود مجبورید برنامه ریزی کنید .
۵) سعی کنید بین برنامه هایتان مدت زمان استراحت را اضافه نکنید .
وقتی که از یک برنامه ای تمام شدید و می خواهید برنامه بعدی را شروع کنید دقت کنید بیشترین زمان شما زمانی از دست می رود که می خواهید از یک برنامه به برنامه بعدی بروید . سعی کنید در این قسمت نیز اختیار زمان را در دست بگیرید .
۶) کارها و لیستها را شماره گذاری کنید .
اگر کارهایتان چند تا باشد . آنها را به ترتیب اولویت و لیست بندی کنید . این طور نباشد که کاری را از صفحه یک برنامه انتخاب کنید و کار دوم را از صفحه چهار.
همواره ترتیب را در اختیار بگیرید وعجله نکنید .
۷) برای برنامه ریزی کارهایتان شما باید ماهیت کار و برنامه را بدانید.
مثلا” بدانید که رفتن به خرید نان ، یک کاری کوتاه مدت است ، اما تحصیل یک فعالیت طولانی مدت است پس باید در برنامه ریزی خرید نان را کوتاه مدت فرض کنیم و تحصیل را بلند مدت .
۸) برای خودتان پاداش قرار دهید .
برای خودتان در برنامه ریزیتان پاداش نیزقرار دهید .مثلا” بگویید اگر من بتوانم امروز کارXرا تمام کنم به سونا خواهم رفت. یا اگر ۶۰% پروژه Yرا بتوانیم تمام کنم به رستوران برای خوردن غذای جدید خواهم رفت و امثال اینها.
۹) برای خودتان نیز وقت بگذارید .
این طور نباشد که فقط به کارها برسید، شما حتما” به استراحت نیاز دارید شما نمی توانید مانند ماشین کار کنید شما مجبورید با دیگران ارتباط داشته باشید وبه گردش بروید یا به سینما و پارک بروید .
هرگز خودرا اسیر کار نکنید زیرا در دراز مدت آثار مخرب خواهد داشت .
۱۰) به چیزهایی که شما را نگران می کنند بی توجه باشید .
اگر چیزی شما را در در حین انجام امور برنامه تان نگران و مضطرب می کند، سعی کنید به آن توجه نکنید و سکوت کنید.

نتیجه گیری

نکات زیر طبق تحقیقات پیمایشی و زمینه یابی ازسوی دانشگاه Stanford صورت گرفته که با تمرین و ممارست می توان دریچه هائی به سوی یکی ازمهمترین مباحث مدیریت که همان مدیریت زمان است برای مدیران گشود.

ده عامل شکست نوآوری

  1. نبود فرهنگي كه از نوآوري حمايت كند؛
  2. احساس مالكيت نكردن و از آن خود ندانستن سازمان توسط مديران؛
  3. فقدان يك فرايند گسترده و فراگير جهت نوآوري؛
  4. تخصيص ندادن منابع كافي براي اين فرايند؛
  5. عدم ارتباط بين پروژه ها و طرحها با استراتژي سازمان؛
  6. صرف نكردن زمان و انرژي كافي براي رفع ابهامات سازماني؛
  7. ايجادنكردن تنوع در فرايندها (عقايد مختلف و متضاد)؛
  8. توسعه نـدادن ابـزارها و سنجشهـاي انـــدازه گيري پيشـرفت؛
  9. عدم وجود مربيان و مديران توانا در تيم هاي نوآوري؛
  10. فقدان يك سيستم ايده پرداز مديريتي