فرعون و شیطان

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد. روزی مردی نزد او آمد و درحضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت: اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن. فرعون یک روز از او فرصت گرفت. شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد. فرعون پرسید کیستی؟
ناگهان دید که شیطان وارد شد. شیطان گفت خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست. (lol)
سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد. بعد خطاب به فرعون گفت: من با این همه توانایی، لیاقت بندگی خدا را نداشتم آنوقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی می کنی؟ پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون پرسید: چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده نشوی؟
شیطان پاسخ داد: زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می آید!!!

شعری در باب و در خور: ابلیس (شیطان)

ندانم کجا دیده ام در کتاب
که ابلیس را دید شخصی به خواب
به بالا صنوبر، به صورت چو حور
چو خورشیدش از چهره می تافت نور
فرا رفت و گفت ای عجب، این تویی؟
فرشته ندیدم به این نیکویی
تو کین حسن داری چو روی قمر
چرا در جهانی به زشتی ثمر؟
چرا نقش بندت در ایوان شاه
دژم روی کردست و زشت و سیاه
چنین گفت آن بخت برگشته دیو
به زاری برآورد بانگ و غریو
که ای نیکبخت این نه نقش من است
ولیکن قلم در کف دشمن است
برانداختم بیخشان از بهشت
کنونم به کین می نگارند زشت

شیطان و بهشت و …

با علاقه مفرطی که بنده به این موجود دارم …

مگر وقتی شیطان به آدم سجده نکرد، خدا او را از بهشت بیرون نکرد؟

پس چطور توانسته دوباره وارد بهشت بشود و آدم و حوا را گول بزند تا سیب را بخورند؟

!بر همه ی موحدان واضح و مبرهن است که شیطان رجیم است و رانده شده از بهشت

پس هنگام گول زدن در بهشت چه غلطی میکرده؟

چند بار بگم که اینا داستاااااانه…..

جواب اون آدم فهمیده و باسواد و مطالعه کنی که کامنت گذاشته بود

کامنت آقای باسواد

با سلام به شما که نمی دانید وعلم ندارید و بدون علم سخن می گید. اولا وقتی شیطان رانده شد از درگاه مقربان الهی و عرش عظیمش رانده شد و نه از بهشت ثانیا از خدا اجازه خواست با انسانها دشمنی و عداوت کند و خدا به منظور امتحان انسانها این اجازه را به او داد و شما برادر من بروید کمی مطالعه بفرمایید تا فرق جایگاه مقربان درگاه الهی ورحمت الهی و جایگاه پایین تر از آن که بهشت است را بدانید و همچنین خود را دستاویز شیطان نفرمائید.

جواب من بی سواد و بی ادب

همون که شما با چشمان کاملا بسته دانشمندید برای جامعه ای که شما رو پذیرفته کفایت می کنه و نیازی نیست که من بیش از این به مطالعه! اونم به سبک کورکورانه و ابلهانه شما ادامه بدم

و اگر من دستاویز شیطانم به شما هیچ مربوط نیست. شما نباش و به خودت هم بیش از این فشار نیار، خوبیت نداره …
آقای با سواد
سوره حجر و اعراف و ابراهیم رو بخون
اما نه اینطوری که تا حالا خوندی
…برو پیش یکی که چشاش باز باشه و واست توضیح  بده که بفهمی خوب